«زندگی و دیگر هیچ» [ندیده‌ها،نشنیده‌ها، نخوانده‌ها]

دسته‌بندیعمومی

چرا در اینجا می‌نویسم؟

بسیار نوشتم و پاک کردم! شاید بد نوشتم، شاید بیش از حد، از لحظه‌ها نوشتم، شاید حرف‌هایی را نباید می‌زدم و زدم! هر چه که بود، هر چه که کردم، گذشت! و آنچه می‌گذرد، تبدیل به نوار باریکی می‌شود که ما را به گذشته‌ی خویش متصل نگه می‌دارد! گذشته‌ای که همان آینده‌ی ماست! اکنون ماست! که این من اکنون، نتیجه‌ی همین گذشته‌ی درهم‌پیچیده است! پس نمی‌توان پشیمان بود! از چه پشیمان باشیم؟ از خودمان، از...

«زندگی و دیگر هیچ» [ندیده‌ها،نشنیده‌ها، نخوانده‌ها]

ای همچو من

بر زمین اوفتاده

برخیز

شب دیرگاه است، برخیز!

-اخوان

نوشته‌های تازه

دسته‌ها

بایگانی‌ها

RSS یادداشت‌های روزانه